ییاضر یهام – لام دگل...

Click here to load reader

  • date post

    02-Feb-2020
  • Category

    Documents

  • view

    0
  • download

    0

Embed Size (px)

Transcript of ییاضر یهام – لام دگل...

  • ROMANKADE.COM ی رضاییماه –لگد مال بغض

    telegram.me/romanhayeasheghane 1

  • ROMANKADE.COM ی رضاییماه –لگد مال بغض

    telegram.me/romanhayeasheghane 2

  • ROMANKADE.COM ی رضاییماه –لگد مال بغض

    telegram.me/romanhayeasheghane 3

    مال لگد بغض:رمان

    رضایی ماهی:نویسنده

    معمایی،عاشقانه:ژانر

    پیش میزاره اونو و میکنه ازدواج مادرش پدرش مرگ بعد که شیده نام به دختری:خالصه شیده به دهمی ارثشو بیشتر و میکنه فوت بزرگش پدر.داره تنی نا برادر تا سه و .بزرگش پدر

    رخ یدهش زندگی تو عجیبی اتفاقای میون این.میبره پی وجودش به تازه که داییش پسر و ...میده

    خدا نام به

    نیست دیگر که باشد کسی مال دلت هرگز شده

    نیست دیگر که باشد کسی دنبال سخت نگاهت

    ابری ی کافه یک در افتاده اتفاق برایت

    نیست دیگر که باشد کسی فال تو فنجان ته

    که وقتی دیوار ی سایه با ای کرده بش و خوش

    نیست دیگر که باشد کسی احوال جویای دلت

    برداری که را گوشی بار هر اگر کرد خواهی چه

    نیست دیگر که باشد کسی اشغال بوق نصیبت

    مه های شیشه روی پرت آسمانت حواس

    نیست دیگر که باشد کسی جنجال جارو سکوتت

  • ROMANKADE.COM ی رضاییماه –لگد مال بغض

    telegram.me/romanhayeasheghane 4

    چند هر ای لرزیده هم تو زمستانی سرد شب

    نیست دیگر که باشد کسی شال گردنت دور به

    میمانی آب روی به قرمز ماهی شبیه

    نیست دیگر که باشد کسی سال هفتمین ات سین که

    ساله هفتصد شرابی روزی اش خوشه هر شود

    نیست دیگر که باشد کسی«مال لگد بغضت»اگر

    آن هوای در حافظ که عشقی میشود مشکل چه

    نیست دیگر که باشد کسی الحال ایها یا اال

    شد نخواهد آرزوهایت سیب سهم رسیدن

    نیست دیگر که باشد کسی کال ات خوشبختی اگر

    میدری شهرام از شعر

    *************

    از هشد فرش حیاط از میبارید تندی باران.میشود پیاده و کرده پارک حیاط داخل را ماشین .میگذرد رنگی های برگ

    از بعد.میفشارد را پیغامگیر کلید میرود تلفن سمت به و کرده آویزان را خود مشکی بارانی :آید می صدایی بلندی بوق

    یه تماح اومدید.دارم واجبی کار باهاتون بزرگتون پدر وکیل هستم رضوی بیات خانوم سالم- .بزنید من به زنگ

    :بعدی پیغام و بوق.میکند روشن را ساز قهوه

    فردا فتنگ صبوری آقای.گرفتم تماس باهاتون صبوری انتشاراتی دفتر از بیات خانوم سالم- .خدانگهدار بیارید آخرتونم کار.دفتر بیاین سر یه حتما

  • ROMANKADE.COM ی رضاییماه –لگد مال بغض

    telegram.me/romanhayeasheghane 5

    گوشی.میکند عوض راحتی شلوار و پلیور یک با را هایش لباس و رفته اتاق به...ممتد بوق و .میگیرد را رضوی شماره و میدهد لم کاناپه روی میرود شومینه سمت به و برداشته را

    .بفرمایید بله-

    .هستم بیات رضوی آقای سالم-

    ؟ خوبه حالتون بیات خانوم سالم-

    .کارتون بفرمایید.مچکر ممنون-

    ازب نامه وصیت میخوان ومادرتون گذشته روزی چهار سه یه سرمدی آقای چهلم از راستش- .باشید داشته حظور باید حتما هم شما.بشه

    کجا؟ و کی.حتما بله-

    و.باشه میکنید زندگی شما که جایی یعنی سرمدی آقای خود ی خونه بهتره که جاش- تهداش حظور ورثه همه که بدم اطالع مادرتون به که داری تشریف خونه کی بگید زمانشم

    .باشند

    :میدهد فشار را اش شقیقه

    ندارید؟ کاری.رضوی آقای میدم اطالع بهتون-

    ...فقط...نخیر-

    :نداد ادامه

    ؟ چی فقط-

    دارید؟ جدید مهمون یه اینکه فقط-

    :میکشد درهم را ابروهایش

    کی؟!جدید مهمون-

    .میبینیدش خودتون-

  • ROMANKADE.COM ی رضاییماه –لگد مال بغض

    telegram.me/romanhayeasheghane 6

    .خدانگهدار.فعال خوب خیلی-

    .خداحافظ-

    های دلبخن برای دلش.میشود خیره پدربزرگش عکس به...میگذارد شومینه روی را گوشی و ...آرامش همیشه چشمان برای...صبورش و آرام لحن برای...بود تنگ شیرینش

    های برادر و مادر میدانست...بود داده دست از هم را حامیش تنها پیش روز چهار و چهل هایش دردسر بعد مِن میدانست.اند کرده تیز دندان بزرگش پدر کالن ثروت برای اش ناتنی

    ها مشغولی فکر این در و بود تمام نا داستانش میکرد چه را صبوری...میشوند شروع ؟...بود که ناخوانده مهمان این راستی...

    *****************

    ساده شال همراه به مشکی بلند دامن کت.بود مناسب.میکند انداز بر آینه در را خود ...همیشه مثل شیک اما و ساده...مشکی

    نگاهی با که مادرش اند نشسته همه.میشود سرازیر را ها لهپ باوقار و سنگین...آرام آرام یوسط برادر و شاهین کوچکش ،برادر شاهرخ بزرگش برادر.میکرد نگاهش تنفر از مملو .شروین اش

    سالش 71 بود دوخته او به مظلومانه را نگاهش که شاهین اال میدهد بیزاری بوی همه نگاه مهمان همان شاید... و رضوی.نازک دل و بود مهربان او با شروین و شاهرخ خالف بر و بود

    و رضوی آقای تنها و بودند نشسته همه.بود آورده خود همراه به که جوانی پسر ...ناخوانده :میگوید بلند.بودند ایستاده وارد تازه پسر

    .سالم-

    :رضوی آقای صدای بعد و جوان پسر و شاهین ارام صدای

    شما؟ حال بیات خانوم سالم-

    چهره بود برجا پا هنوز اش مردانه و چهارشانه هیکل زمان گذشت با که ساله 25 مرد رضوی .بود سال 04 شاید گویای مهربانش اما ابهت با

    :ایستدمیگوید می کنارش که حالی در لبخندی ترین کوچک بدون

  • ROMANKADE.COM ی رضاییماه –لگد مال بغض

    telegram.me/romanhayeasheghane 7

    .ممنونم-

    :میکند اشاره جوان پسر به و

    نمیکنید؟ معرفی-

    .نه که چرا بعله-

    :میکند اشاره پسر به

    .ندهست سرمدی آقای پسری ی نوه تنها و خان منصور بیامرز خدا پسر تنها سرمدی پرهام-

    رتصو به تعجب با.میپرد جا از شیده مادر لیال و.میچرخند او سمت تعجب با ها سر ی همه . میکند نگاه پسر

    منصور؟ دایی پسر-

    .بود ایستاده خونسرد خیلی و دوخته خانه پارکت به را غمگینش چشمان پسر

    .دروغه نداره امکان-

    .میکرد ادا رضوی سمت به را جمله این که بود لیال صدای

    :میگوید آرام و خونسرد رضوی

    صحبت بهش راجع بعدا نیست حرفا این وقت االن اما سرمدی خانوم موجوده مدارک- .میکنیم

    :میخیزد بر شاهرخ اینبار

    .شه مشخص وارد تازه شازده این تکلیف باید اول...نه-

    :میگوید پرهام روبه و

    ونآقاج پوالی واسه زرنگ خودش فرض به وکیل این با مشامتون به خورده پول بوی چیه- کزدید؟ تیز دندون من

    :میگوید شاهرخ به رو شیده

  • ROMANKADE.COM ی رضاییماه –لگد مال بغض

    telegram.me/romanhayeasheghane 8

    تو؟ آقاجون شد کفتار پیر حاال تا کی از ببینم.محترم ظاهر به آقای هی-

    :میگوید بدبینی با

    یه سالی نهک فوت جون آقا اینکه قبل تا که تویی نکردی تیز دندون ثروتش واسه تو که نگو- .بود نقشه با میومدی وقت هر و نمیزدی س