m یزان – یردام یب مغdl.98iia.com/20180915/%D8%BA%D9%85%20%D8%A8%DB%8C%20%D9......

Click here to load reader

  • date post

    16-Feb-2020
  • Category

    Documents

  • view

    0
  • download

    0

Embed Size (px)

Transcript of m یزان – یردام یب مغdl.98iia.com/20180915/%D8%BA%D9%85%20%D8%A8%DB%8C%20%D9......

  • m ROMANKADE.COM نازی – بی مادریغم

    telegram.me/romanhayeasheghane 1

  • m ROMANKADE.COM نازی – بی مادریغم

    telegram.me/romanhayeasheghane 2

    :آرایی صفحه و طراحی رمان های عاشقانه

    : wWw.Romankade.com سایت آدرس

    romankade_com@ تلگرام کانال

    است محفوظ رمان های عاشقانه نزد کتاب این حقوق تمامی

    سامولبا شدم بلند ازتختم شدم خسته دانشگاه برم باید باز وتکراری معنی بی روزه یک بازم اه تکراری روزام همش میخورم نیمرو یک دارم الان کردم ساعته نیم حمومه رفتم برداشتم ازکمدم

    حتی بود هروزم حرفای این میشم مرغ تخمه شبیه دیگه چندسال خوردم نیمرو اینقد مردم داشتم نیست ی چاره ی حلی راه یک بکن نگاهی ی منم به اخه چرا خدا تکراریه حرفامم

    خجالت عادیه گوشیمم میبینی خدا خورد زنگ عادیم گوشیه که میکردم گلایه ازخدا همچنان مهدک کدوم نمیدونم شده سفید هاشم دکمه رنگ ازبدبختیم هه بیارم درش دوستام جلو میکشم

    صبرصبر اخه تاکی میده صبرتو خداجواب کن صبر میگن شکرت خدا هی هست چ یا ب حرفه حرف هب ناخواسته میبینم زندگیمو وقتی ولی کنم ناشکری نمیخوام خدا بشم باید زلیخا نکنه دراثره مادرم افریدی فرزند منوتک چرا خدا بدبختم خیلی من مادری ن پدری نه میشم وادار

    حرف چقد بسه اه کلنگی ی باخونه موندم من مرد کرد دق مادرم مرگ بعد پدرمم مرد بیماری روب بانامزدت تو نمیخواد میشم حاضر الان باشه میخوردم صبحونه داشتم ن فاطمه سلام الو زدم

    خدا هی خدافظ هستی بفکرم که ممنون عزیزم مرسی بشم عاشقنتون حرفای مزاحمه نمیخوام رنگش مانتوم وای کردم تنم لباسمو بلندشدم محرومم چی ازهمه نیست شانس ندارم نامزدم یک وزندگیم لباساهم بااین باید نیست ی چاره گرفته گلومو بغض رفت ابروم چکارکنم میره داره

    باشم ضعیف نمیخوام چون زدم پس اونارو سریع ولی پاین افتاد ازچشمم اشکی چند بگذرونم باش شجاع زیـبا بسه خب ببینم خودمو اشک خودم ندارم دوست حتی که اینقدمغرورم

    هب خودت پایه روی تونستی کردیو تحمل سختیو زندگیه سال همه این طورکه همین تومیتونی

    http://www.romankade./

  • m ROMANKADE.COM نازی – بی مادریغم

    telegram.me/romanhayeasheghane 3

    تادوباره شستم سرد بااب صورتمو بار چند هوف کلیه خودش نکردی درازی دست ایستی یرونب امدم روحم بی ازخونه برداشتم کیفمو کردم خوشک صورتمو مانتوم بااستینای بیام سرحال

    باماشینش منو اگه نبود مهم برام بزنه من به ماشین یک بود نزدیک که بودم دانشگاه توراه دمرسی دانشگاه به میداد نجات معنی بی زندگیه ازاین منو چون میکردم تشکر ازشم زیرمیکرد

    ها بچه میگفتن شنیدم رفتم کلاسم زیربه سربه کنم تحمل پسرارو دختر پچ پچ باید بازم هجذاب جیگرو خیلی میگن وای بخونه اینجادرس میخواد مدیردانشگاهمون ه پسر خبروشنیدین

    مثل نکشیده مادری بی کسی خوشبحالشون هه کشیدن دست زدن ازحرف دخترا استاد باصدای ینا کنم چکارش بیاد خب بشه چی که بیاد دانشگاه پسره الان ندیده رو بدبختی مرگ تاحده من

    هک بودم توافکارخودم براش کشیدن صف نیومده پسره هنوز که ندارن کسری کمو چیزی دخترا اشم میکنم خواهش شده ماعضو توکلاس اقاپیمان ازامروز کرد معرفی جذاب شاد پسره یک استاد

    کن انتخاب جاتو خودت اقاپیمان خب بگین بهش رو افتاده عقب درسای

    که نترازای عجیب نشستم سربزیر دختره یک کناره کردم انتخاب جامو استاد حرفای بعداز:پیمان حرفا ازاین شماره عشقو ابرازه بشه من مات دیدم که دخترای این مثل فکردم نزاشت محل اصلا شوخود هرکسی شدن جمع دورم کلاس همه استاد گفتنه نباشین خسته باصدای نبود ولی باشه

    من خلاصه بیرون رفت ازکلاس من به زاشتن محل بدونه دختره اون ولی میکرد معرفی من به اه بزنم حرف نتونستم زیــباس اسمش فهمیدم الان که دختره اون ولی جورشدم زود ها بابچه هرچند نیست واست عددی که این میکشن برات خودشونو هست دختر همه این پیمان کن ولش شدم بیخیالش میکنم فکر دختره این به همش چرا من اصلا خوشکله جورباجور عملای بدونه

    دعوتن شب شنبه پنج همه گذاشتیم قاطی پسردختر پارتی قراره ها بابروبچه

    کردم هنگ شدن دعوت پیمان خونه کلاس های بچه ی همه که پسرا دختر حرف باشنیدن:زیـبا گفتم بودن حرفام منتظر کلاسه های بچه همه ببخشین گفتم زود

    چیه گفت ی افاده دختره ساناز که برم خواستم ببخشین کاردارم خیلی بیام نمیتونم من گفتم ولپ برات ماهمه عزیزم نیست مشکلی گفت عقب داد موهاشو باعشوه بیای نداری مجلسی لباس شدممی اتیشی داشتم من پیمان سمت به رفت بلند ی باخنده بخری لباس یک تا میکنیم جمع

  • m ROMANKADE.COM نازی – بی مادریغم

    telegram.me/romanhayeasheghane 4

    به ازینی گفتم لرزونم باصدای بیارم کم بیشعور دختری این جلو نمیخواستم ولی داشتم بغض وبخ دماغتو رفتی که دکتری این راستی میشه لازمت بعدیت براعمله پولات ندارم سریت صدقه تلخ خند پوز میشد قرمز داشت میخوره بیشتربدرد بزاری دماغت واسه پولارو این نکرده عمل ترهدخ اون فکرکنم بیرون رفتم برداشتم کیفمو زود من ولی میکردن نگاه داشتن همه بهش زدم

    لوج نمیتونستم دیگه رفتم بیرون بادوازدانشگاه بشه بزارخفه بدرک شده خفه خوردن ازحرص یشترب هقم هق قبرمامانم به تارسیدم رفتم اینقدراه کنم رهاشون گرفتم تصمیم بگیرم اشکامو

    انمام بشه دریده پرازگرگ توشهر دخترت نترسیدی چرارفتی تودیگه بابا رفتی چرا مامان شد میکشم نفس هنوز که من به لعنت کردن پول ی سکه جلوهمه دخترتو میشنوی صدامو داری اشمب توبغلتون همیشه مثل دارم دوست کنین جادرست برامنم شما پیشه بیام میخوام من مامان

    ازدوستام اینم امیدوارباشم کی به نرسیدم میخواستم که هرچی به بریدم دیگه من خدا اره اوردم کـــم مـــن اوردم کم اره اوردم کم رسیدم اخر به بریدم دیگه عذاب همه این خدابسمه ی خوشکیده لبای بدتر اشکام شوری میسوخت گلوم کردم هق هق اینقددادزدم خدا میشنوی

    دبو شده غروب شدم بیدار بود برده خوابم مامانم روقبر بود ساعت چند نمیدونم میسوزوند منو ازخاک مانتومو بلندشدم بود شده خوشک چشمام روگوشه اشکام میسوخت بشدت چشمام

    اگه رفتم ازاونجا زود بابا خداحافظ مامان خداحافظ زدم حرف بابام بامامان بازم میدادم تکون صورتم به خورد برگه یک امد شدیدی باد میرفتم داشتم توراه میریختم اشک دوباره میموندم

    به ممچش ولی بندازمش میخواستم بدبختم من فهمید هم خدازوباله چیه این ببینم گرفتم برگرو مزد دست هرچقدمیخواد داریم پرستار یک به احتیاج نوشته خوندم بود روکاغذ که ی نوشته هب سریع بود معجزه مثل برام خبر این کند مراقبت سالمند مادره وازیک باشد مجرد فقط میدیم اینا وا میکردن فرار چنددقیقه درعرضه میرفتن برامساحبه که کسای همه ولی رفتم ادرس

    دش نوبتم بلخره اخریم من میان بیرون بااخم بع